×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۳ مهر - ۱۳۹۸  
true
true
روزنامه نگاری چه تاثیری بر زندگی روزنامه نگاران دارد؟/ دیدن به وقت نبودن

روزنامه نگاری چه تاثیری بر زندگی روزنامه نگاران دارد؟/ دیدن به وقت نبودن

روزنامه نگاری جزو مشاغل سخت به  حساب می آید. روزنامه نگار هر روز در معرض بمباران اخبار خوب و بد است، هر روز با استرس و فشار روانی دست به گریبان است، روزنامه نگاران و خبرنگاران گاهی باید در میادین جنگ اخبار را منتقل کنند، برای روشن شدن جامعه به نقاطی سفر کنند که کمتر کسی حاضر به سفر به آنجا است و… 

سرویس فرهنگی پایگاه خبری مغان، هر سال مصادف با روز خبرنگار، گزارش های متعددی درباره روزنامه نگاران و خبرنگاران نوشته می شود، گاهی از گاف های خبری می نویسند و گاهی از کارآمد نبودن انجمن صنفی و… اما فارغ از تمام تلخی ها و شیرینی های روزنامه نگاران، شاید بهتر باشد از زاویه ای کلی تر به روزنامه نگاران نگاه کرد.

روزنامه نگاری جزو مشاغل سخت به  حساب می آید. روزنامه نگار هر روز در معرض بمباران اخبار خوب و بد است، هر روز با استرس و فشار روانی دست به گریبان است، روزنامه نگاران و خبرنگاران گاهی باید در میادین جنگ اخبار را منتقل کنند، برای روشن شدن جامعه به نقاطی سفر کنند که کمتر کسی حاضر به سفر به آنجا است و… همه این  موارد زندگی او را به عنوان فردی از اعضای جامعه تحت الشعاع قرار می دهد.

به همین بهانه با بهمن احمدی عمویی، روزنامه نگار، گفت وگویی داشتیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

روزنامه نگاران و خبرنگاران، هر روز مجبورند با حجم بسیار زیادی از اخبار روبه رو باشند. این اتفاق چقدر بر زندگی روزنامه نگاران تاثیرگذار است؟

چون در ایران روی روزنامه ها سرمایه گذاری خوبی صورت نگرفته و صاحبان روزنامه ها و مدیران مسئول هزینه های لازم را انجام نمی دهند، تعداد روزنامه نگارانی که در روزنامه ها مشغول به کار هستند، به نسبت بسیار کمتر است.

بنابراین هر خبرنگار موظف است حوزه های متعددی را پوشش دهد و لاجرم باید خبرهای متنوعی را بخواند تا هم از روزنامه های رقیب جا نمانند و هم اطلاعات شان درباره سوژه های مورد بررسی بالاتر رود. اما اتفاقی که رخ می دهد باعث می شود این روزنامه نگاران فرصت لازم برای بازسازی مجدد خود نداشته باشند. روزنامه نگاران نیاز به مطالعه  دارند. نیاز دارند تا در اوقات فراغت خود فیلم ببینند و در گروه ها و گعده های مختلف حضور پیدا کنند تا توان علمی خود در حوزه کاری را بالا ببرند و کار با کیفیت تری ارائه دهند.

متاسفانه عدم سرمایه گذاری صاحبان روزنامه ها (چه دولتی و چه خصوصی) در این حوزه باعث می شود که روزنامه نگار سطحی شود و خودش را درگیر همین  خبرها کند که منتج به جزیره ای شدن خبرنگار می شود. در این حالت خبرنگار از آنچه در حوزه اش اتفاق می افتد.

چون روابط مان محدود می شود، جزیره ای می شویم و تنها خبرهای یکدیگر را می خوانیم و خبرهای یکدیگر را بازتولید می کنیم چون فرصتی برای پردازش خبر نداریم. وقتی حداکثر دو خبرنگار باید برای یک صفحه در روز مطلب تولید کنند، تنها کپی پیست کردن هم کار سختی است! این اتفاق در وهله اول به خبرنگار ضربه می زند.

تاثیر دیگر این اتفاق بر روزنامه نگاران این است که نمی تواند مسائل حوزه خود را به خوبی بررسی کند و به مخاطب انتقال دهد. درنتیجه مخاطب احساس می کند، آنچه را که نیاز دارد، در اختیارش قرار نمی دهد و به سراغ رسانه های دیگر می رود و این بزرگ ترین ضربه ای است که از صاحبان روزنامه و سرمایه داران به روزنامه نگاران وارد می شود.

خبرنگاران به جز اینکه باید خبرهای مرتبط با حوزه کاری خود را مطالعه کنند، فراخور شغل شان به نسبت افراد دیگر جامعه با اخباری که از قضا چندان هم مثبت نیستند در ارتباط هستند. این اخبار منفی چه تاثیراتی بر سلامت روانی روزنامه نگاران می گذارد؟ روند عادی زندگی روزنامه نگاران به عنوان عضوی از جامعه به دلیل این اتفاق دچار چه تحولاتی می شود؟ 

رویارویی هر روزه خبرنگاران با اخبار مانند این است که در محیط ایزوله  پراسترسی زندگی  کنید و هر روز هم این فضا را تشدید و بازتولید کنید. ما در فضایی زندگی می کنیم که گاهی اخبار و اتفاقاتی که در فضای عمومی اش منعکس می شود به دلیل برخی ناکارآمدی ها چندان مثبت نیست.

وقتی هر روز، روزی چند بار در معرض این اخبار باشید که بیشترشان ناشی از ناکارآمدی است، فرد دچار یاس، سرخوردگی و افسردگی شدید می شود.

روانشناسان به افرادی که در شرایط نامناسب روحی قرار دارند، توصیه می کنند که از محیط استرس زا دوری کنند، اما روزنامه نگار با همین شرایط هر روز با محیطی پراسترس درگیر است و هر روز آن را بازتولید می کند.

طبیعی است که بسیار بیشتر از مردم عادی دچار یاس و افسردگی شود و به این نتیجه برسد که تمام آنچه که می نویسد هیچ بازخوردی از سوی مقامات و مدیران و همچنین از سوی مردم عادی ندارد. این اتفاقات مدام تکرار می شود و گاهی هم به صورت احمقانه و ابتدایی بازتولید می شود.

یکی از بزرگ ترین مشکلات روزنامه نگاران در کشور پایین آمدن سطح انتقادپذیری است. روزنامه نگار هر چه که بنویسد به کسی برمی خورد و عواقبی برای او دارد. از سوی دیگر با توجه به شرایط موجود روزنامه نگاران امنیت شغلی چندانی ندارد. احساس عدم وجود امنیت کافی برای خبرنگاران و روزنامه نگاران آنها را در زندگی شغلی و شخصی دچار چه مشکلاتی خواهد کرد؟

از روزی که روزنامه در ایران شکل گرفته است، همواره با این مشکل دست به گریبان بوده ایم. قدرت در ایران متمرکز است و منافع زیادی در راس قدرت وجود دارد. از آنجا که اولین هدف روزنامه نگاری آگاه ساختن مردم نسبت به وضعیت موجود است، طبیعی است کسی که چنین شغلی دارد، در معرض خطر از سوی صاحبان قدرت هستند.

این صاحبان قدرت می توانند در دولت ها یا خارج از دولت ها باشند. ما در تاریخ خود شاهد بودیم که خبرنگارانی بهای کارشان را با جان خود پرداخت کرده اند یا با فشارهای روحی و روانی شدید روبه رو بوده اند. به جز روزنامه های دولتی، روزنامه نگاری وجود داشته باشد که با این تصور بخوابد که فردا می توانم به راحتی بر سر کار دیروزم بازگردم و هر روز می تواند این ناامنی شغلی را حس کند.

زندگی در ناامنی شغلی باعث پدید آمدن استرس و ناراحتی خواهد شد و فرد را دچار روزمرگی می کند، مثل آنچه که بر کارگر فصلی می گذرد. کارگر فصلی نمی تواند برنامه درازمدتی داشته باشد، نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند. خبرنگارهای ما هم درنهایت به همین وضعیت کشیده می شوند و زندگی برایشان سخت می شود.

یکی دیگر از دغدغه های روزنامه نگاران که با امنیت شغلی آنها هم گره خورده است، موضوع تامین مالی است. خبرنگاری حتی در کشور خودمان هم جزو مشاغل سخت محسوب می شود، اما آنچه از لحاظ اقتصادی شاهدش هستیم، وضعیت نه چندان مناسب خبرنگاران و روزنامه نگاران است. این وضعیت نابسامان روزنامه نگاران را به چه چالش هایی می کشاند؟

خبرنگاری که خودش امنیت شغلی ندارد و از لحاظ مالی تامین نیست مثال همان مثل «کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد» است. من نمی گویم که ما به عنوان روزنامه نگاران ایرانی حتما باید در وضعیت اقتصادی خیلی خوبی باشیم اما باید حداقل هایی وجود داشته باشد که با اتکا  به آنها خبرنگار فرصت مطالعه، تفکر و برنامه ریزی داشته باشد.

خبرنگار باید بتواند بعد از چند سال در حوزه تخصصی اش کارشناس شود و به تصمیم سازان بخش دولتی و خصوصی مشاوره بدهد اما این اتفاق نمی افتد چون ما گرفتار روزمرگی هستیم. درست است که ما به عنوان مشاغل سخت شمرده می شویم اما سرمایه گذار باید این نکته را لحاظ کند. اشتباهی که خود ما روزنامه نگاران هم دچارش هستیم این است که این بار را به گردن صندوق تامین اجتماعی می اندازیم در صورتی که چندان ربطی ندارد.

صاحبان روزنامه طبق قانون در درجه اول باید شرایط سختی کار را از بین ببرند یعنی استرس و فشار روانی خبرنگار را از بین ببرند، پس لازم است حقوق بیشتری بپردازند و همکاران بیشتری در روزنامه استخدام کنند و اوقات فراغت بیشتری فراهم کنند و… بنابراین بخشی از این ماجرا بر عهده سرمایه گذار است. اما بخش دیگر به وضعیت اقتصادی کلان کشور باز می گردد. باید بدانیم گاهی برخی از سرمایه گذاران روزنامه ها کم کاری می کنند و متاسفانه ما روزنامه نگاران فریب می خوریم و دولت و وزارت کار را مقصر می دانیم.

روزنامه نگاری که با این حجم از مشکلات روبه رو است، نه امنیت روانی دارد و نه امنیت شغلی و اقتصادی آیا می توانند منعکس کننده مشکلات کشور باشد؟

نه واقعا نمی تواند. وقتی روزنامه نگار فرصت مطالعه و تحقیق نداشته باشد به فردی سطحی تبدیل می شود و اطلاعاتی را منعکس می کند که بارها و بارها به شیوه های گوناگون منتشر شده اند.

بنابراین این اخبار بازخوردی ندارد و مخاطبان روزنامه ها روز به روز کاهش پیدا می کنند. ما نیاز داریم که روزنامه نگاری تحلیلی، تحقیقی و میدانی را گسترش دهیم اما این کار نیاز به سرمایه گذاری دارد.

روزنامه ها باید به روزنامه نگاران اعتماد کنند و سرمایه گذاری بیشتری کنند تا روزنامه نگاران گزارش های تحلیلی بنویسند تا به  دنبال آن اعتمادبه نفس شان بالاتر رود و بتوانند رسالت خود را انجام دهند و تاثیرگذارتر باشند. وقتی این شرایط مهیا نشود، مقام مسئول به راحتی می تواند آمار اشتباه بدهد و از پاسخ به سوال فرار کند. ما در شرایط نامناسب کار می کنیم.

با همه این اوصاف، آیا روزنامه نگاری که سال ها در این شغل فعالیت کرده، می تواند روزی روزنامه نگار نباشد و خوشحال باشد؟

متاسفانه ضرورت های زندگی گاهی فرد را مجبور به برخی تصمیمات می کند. وقتی فردی مسئولیت فردی و اجتماعی در مقابل خانواده دارد، طبیعی است که گاهی مجبور می شود از برخی علایق عبور کند. باید کمی واقع بینانه نگاه کنیم، گاهی ساختار شما را وادار به تغییر شغل می کند، مثل همه مشاغل دیگر و این امری اجتناب ناپذیر است.

 

منبع: ابتکار، شماره ۴۳۳۶

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false